یه عمری همه ی دنیا را گشتم
به دنبال یه عشق صادقونه
یه عشقی که بسازه دل رو ازما
بشه تنها چراغ تو خونه
یه عمری پی یه عشق بی حوس دویدم
بدنبال یه عشق بی بهونه
یه عشقی که بشه مرهم زخمام
نشه بدتر نمک رو زخم کهنه
تو شبهای که جای دست پر مهر
چیزی به جز یه دنیا شاک ندیدم
یکی اومد که دوست داشتن می فهمید
منو از اون من خسته جدا کرد
یکی اومد که با احساس پاکش
تموم زخمامو یهو دوا کرد
تا وقتی که همه تنهام گذاشتند
با لبخند منو از من جدا کرد
برای عاشقی عشقمو دادم
خیال کردم که فقط عشق میمونه
ولی جای تمومه اون همه عشق
واسم موندش فقط ، بغض شبونه
برای عاشقی ،ما کم نذاشتیم
خدا هم خوب اینو میدونه
با اینکه دلم رو همه شکستن
میخونم باز هم عاشقونه
میخونم با خودم دیگه بریدم
دیگه به اخر جاده رسیدم...........؟
دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد
چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟
چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟
اما افسوس ... هيچ كس نبود
هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره
. اري با تو هستم ..
با تويي كه از كنارم گذشتي...
و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!

|